آری سرانجام... در کشور من همه ی کارها انجام می شوند... اما به سرانجام نمی رسند..دقیقا مثل "برجام" .... خ خ خ خ (وسط این خ ها گریه داره ها)
اما بعد
با یه بنز 420 آمد...نمیدانست کفِ کفشهایم پاره بود.
برچسب:
نویسنده: کسری صفری
بریز عطر خیس و داغ مهربانی هایت راقطره قطره از قندیل الماسین وجودتروی تنِ سردِ تنهایِ وجودم
بگذار از میان آبشار سیاه شبِ آسمانتخیره باشم به درخشدگی ماهیِ صورتتمست شوم لایعقل شوم مجنون شوم
نوازش کن به
برچسب:
نویسنده: کسری صفری


برچسب:
نویسنده: کسری صفری
وااااااااااااای آریهوای تهران آلوده دیگر نیست... گرفته است ...از همه ی دلهای پولکیاز بوسه های فروختنیاز لبهای خریدنی...وااااااااااااااای آری !!دلم برای تهرانِ تنها بیشتر می سوزدکه هر دلی را که به
برچسب:
نویسنده: کسری صفری
یعنی آتشی افتاده بر دامنِ پاییز.... تمام ...
ندیده بودم فصل به این سرعت ...
باران عشق داستان زندگی من است ...
اینروزها "غمگین تر از " هر قصه منم .. من ...
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ
که کاش بعضی عکسه
برچسب:
نویسنده: کسری صفری
من از همه ی دلسوزهایی که برای وطنم آرزو داشتم .. دیگر.. نامیدم...
وقتی به بهانه ی بد حجابی ... نابغه ای را از پذیرش در دکتری رد می کنند...
وقتی ابزارها همه بس ناجوانمردانه است ...
وقتی نمیدانند هنوز دشمن "آمریکا" است ... و نه همخون.. نه هموطن ..
شاید میدانند.. شاید...
برچسب:
نویسنده: کسری صفری
وای به روزی که بگندد نمک...
خب الان گندیده دیگه ...
نگندیده؟؟
برچسب:
نویسنده: کسری صفری
حالِ خوب ... مردِ خوب ...
آری ... حال من خوب است اما با تو بهتر می شوم..تا ببینم روی ماهت... بهتر از هر خوبتر می شوم...با تو حس شعر در من می شود بیدادِ عشقیاسِ مستم با تو مجنونِ تو لیلا می شوم ...
برچسب:
نویسنده: کسری صفری
برچسب:
نویسنده: کسری صفری